تبليغاتX
دلـــتـــنــگــی هـای دل دیـــوونـــه من

dideodelbar

مریم

dideodelbar

http://dideodelbar.blogfa.com

دلـــتـــنــگــی هـای دل دیـــوونـــه من

دلـــتـــنــگــی هـای دل دیـــوونـــه من

دلـــتـــنــگــی هـای دل دیـــوونـــه من

سلام من مریم هستم سعی می کنم مطالب عشقولانه و قشنگی تو وبلاگم بذارم و منتظر نظرهای شما عزیزان برای بهتر شدن وبلاگ هستم و با حضورتون خوشحالم کنيد

دلـــتـــنــگــی هـای دل دیـــوونـــه من

داستانی آموزنده

يه پيرمرد 80 ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:"هيچوقت به اين خوبينبودم. تازگيا با يه دخترخانم 25 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظر شما چيه دكتر؟ "
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب... بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يكدفعه از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ..... بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا" منظور منم همين بود!

 

نتيجه اخلاقي: هيچوقت در مورد اتفاقي كه مطمئن نيستي نتيجه كار خودته ادعا نداشته باش

+ نوشته شده در ساعت توسط مریم |
غم و شادی

در دستانم دو جعبه دارم كه خدا آنها را به من هديه داده است.
او به من گفت:
غمهايت را در جعبه سياه و شادي هايت را در جعبه طلايي جمع كن.
من نيز چنين كردم و غمهايم را در جعبه سياه ريختم و شادي هايم رادر جعبه طلايي !
با وجود اينكه جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد اما از وزن جعبه سياه كاسته مي شد !
در جعبه سياه را باز كردم و با تعجب ديدم كه ته آن سوراخ است!!!
جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهاي من كجاهستند؟!
خداوند لبخندي زد و گفت: غمهاي تو اين جا هستند، نزد من!
از اوپرسيدم: خدايا،‌ چرا اين جعبه ها را به من دادي؟
چرا اين جعبه طلايي و اين جعبه ي سياه سوراخ را؟
و خدا فرمود:
بنده ي عزيزم، جعبه ي طلايي مال آنست كه قدرشاديهايت را بداني و جعبه سياه، تا غمهايت را رها كني!

+ نوشته شده در ساعت توسط مریم |
چهار چيز که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند!

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و برروي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد...

 

مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند.

 

وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.

 

پيش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.»

 

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت ، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اين کار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنش نشان دهد.

 

وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد: «حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟»

مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش را خورد.

 

اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست!

 

او حسابي عصباني شده بود.

 

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه  اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه  بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

 

خيلي شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

 

آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد...

 

در صورتي که خودش آن موقع که فکر مي‌کرد آن مرد دارد از بيسکوئيت‌هايش مي‌خورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرت‌خواهي نبود...

 

 

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند :

 

1.    سنگ ... پس از رها کردن!

2.    حرف ... پس از گفتن!

3.    موقعيت... پس از پايان يافتن!

4.    و زمان ... پس از گذشتن!

+ نوشته شده در ساعت توسط مریم |
حقیقتی کوچک
 
        حقیقتی کوچک برای آنانی که  می خواهند
 
                    زندگی خود را 100%
سازند   

                 اگر
 
A  B  C  D  E  F  G  H  I  J  K  L  M  N  O  P  Q  R  S  T  U  V  W  X  Y  Z
 


              برابرباشد با

1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  20  21  22  23  24  25  26
 
 
  
 (HARD WORK)تلاش سخت
 
H+A+R+D+W+O+R+K
 
8+1+18+4+23+15+18+11=۹۸٪
 
 
(KNOWLEDGE) دانش  
 
K+N+O+W+L+E+D+G+E+
 
11+14+15+23+12+5+4+7+5=96%
 
 
(LOVE)  عشق
 
L+O+V+E+
 
12+15+22+5=54%
 
  
 (LUCK)شانس
 
L+U+C+K
  
12+21+3+11=47%
 
 
خیلی از ما فکر می کردیم اینها مهم ترین ها باشند.نه ؟!!!
 
پس چه چیزی 100% را می سازد؟
 
 
(MONEY)  پول 
 
 13+15+14+5+25=72%
 
 
(LEADERSHIP)  رهبری
 
 
L+E+A+D+E+R+S+H+I+P
 
 
 
12+5+1+4+5+18+19+9+16=89%
 
 
هر مشکلی راه حلي دارد؛ شاید فقط لازم است
 
(نگرشمان)
 
را عوض کنیم برای رسیدن به اوج 100٪
 
روي چه چیزی کار کنیم؟!...
 
  (ATTITUDE)نگرش
 
 
A+T+T+I+T+U+D+E
 
1+20+20+9+20+21+45=100%
 
اگر نگرش ما به زندگی و گروه و کارمان عوض
 
 
شود، زندگی 100٪خواهد شد!!!
 
 
نگرش همه چیز را تعیین می کند
 
نگرشت را عوض کن ...
 
زندگیت عوض می شود!!!
 
 
+ نوشته شده در ساعت توسط مریم |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا