تنها شاهد اشک های شبانه ام
همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است
هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا
فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند
همیشه بالش سکوت را زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم
تا کسی صدایم را نشنود اما توتو که از گریه های پنهانی من با خبری
چه کنم گاهی همین گریه های گهگاه
جای خالی تو رادر غربت ترانه هایم پر می کند
گریه کن دلم میدونم اون دیگه هیچ وقت نمیاد
رفته و واسش مهم نیس چه به روز من میاد
ببین چقد تنها شدم تو خونه بی کسیام
یکی نیس با من بباره به پای این بی کسیام
بیا بی وفا وفا کن دارم از غصه میمیرم
میخوام که این دمه آخر دستاتو باز بگیرم
نمیدونی چی می کشم تو این روزای بی کسی
قدرمو می دونی یه روز وقتی به حرفام برسی

گریه هام دسته خودم نیس دله من شکسته دنیا
دستایه جدایی عشق خط کشیدن میون ما
طاقت موندن ندارم این نفسای آخره
بگین بیاد که عاشقش واسه اون در به دره
بیا بی وفا وفا کن دارم از غصه میمیرم
میخوام که این دمه آخر دستاتو باز بگیرم
نمیدونی چی می کشم تو این روزای بی کسی
قدرمو می دونی یه روز وقتی به حرفام برسی
میدونی عزیزم !
وقتي دلم برات تنگ
ميشه .. گريم مي گيره.
به آينه نگاه مي کنم .توي چشماي خيسم تو رو مي بينم که داري بهم لبخند مي زني.
همين نگاهته که که نمي زاره حضور مهربونت رو فراموش کنم .
حالا دلم برايت تنگ شده .
دلتنگيم دروغ نيست.
اشکام بي بهونه نيست.
لحظه هام بازم بهونتو مي گيرند.
آنقدر صبر کردم که ديگه انتظار رو از رو بردم .
دوست دارم اشکهايي رو که براي تواند!
نگاهي رو که عاشق توست!
تمام لحظه هايي رو که منتظر تواند دوست دارم!
آخه چی میشد ما به هم می رسیدیم
آخه چی می شد پیشم بودی.. باهام بودی
تمام لحظات زندگیم انتظار تو را میکشند
آخه اينجا يه قلبي به شوق دوباره ديدن تو زندگي مي کنه....
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه

